تبلیغات
مرکز مشاوره افق - نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت

 

نوع مطلب :رواﻥشناسی شخصیت ،

نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو

مقدمه

در سه ربع اول قرن حاضر دربارهﻱ شخصیت نظریه‌های متعدد و گوناگونی آورده شده است. به طوری که تعاریف مختلفی برای شخصیت ارائه شده است که ناشی از گوناگونی این نظریه‌هاست که صاحبانشان نظرات متفاوتی از چگونگی تشکیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند. نظریه‌های مربوط به شخصیت هر چند که باهم فرق دارند، در مواردی و در اصولی نزدیک به یکدیگرند و تا حدی همانند هستند. از این رو چنین به نظر می‌رسد که می‌توان آن ها را با توجه عامل یا عواملی که در هر کدام مهمتر از عوامل دیگر پنداشته شده‌اند، طبقه بندی کرد. ولی لازم است خاطرنشان سازیم که هیچ طبقه بندیی، به خصوص در مورد نظریه‌های مربوط به شخصیت ، نمی‌تواند خالی از عیب و نقص باشد و قطعی محسوب شود. نظریه‌ای که به یک اعتبار در طبقه‌ای آمده است، ممکن است به اعتباری دیگر در طبقه‌ای دیگر قرار گیرد و این خود دلیل اختلاف طبقه بندی هایی است که تاکنون صورت گرفته است.

سؤال اصلی در مطالعهﻱ شخصیت (Personality) و نظریه‌های شخصیت این است که شخصیت چیست؟ با وجود مطالعات و تحقیقات زیاد به دلیل پیچیدگی شخصیت که ناشی از پیچیدگی انسان است هنوز پاسخ واحد یکسانی به این سؤال داده نشده است و به همین دلیل نظریه‌های مختلفی پیرامون این موضوع شکل گرفته است که می‌توان آن ها را در هشت رویکرد اصلی روانکاوی، تیپ شناسی، رفتاری، یادگیری اجتماعی، تحلیل عاملی، شناختی، انسان گرایی و رویکرد حیطهﻱ محدود، مورد بررسی قرار داد. در کنار این رویکردها که رسمی هستند یک رویکرد شخصی نسبت به انسان و شخصیت در اکثر ما انسان ها نیز وجود دارد که اگر بخواهیم می‌توانیم با مطالعه و تحقیق در این باره، آن را به یک نظریهﻱ رسمی تبدیل کنیم.

نظریهﻱ رسمی در برابر نظریه‌های شخصی

همهﻱ ما انسان‌ها تصوری از مفهوم شخصیت داریم و از پیش فرض‌های معینی دربارهﻱ شخصیت افرادی که با آن ها در تعامل هستیم برخورداریم. علاوه بر این برداشت‌هایی نیز دربارهﻱ ماهیت کلی انسان داریم. برای مثال ممکن است معتقد باشیم که همهﻱ انسان‌ها ذاتاً خوب هستند و یا برعکس. این پیش فرض‌ها یا برداشت ها همان نظریات شخصی هستند که بر اساس اطلاعات حاصل از ادراک رفتارهای اطرافیان شکل می‌گیرند و در واقع برمشاهده رفتار دیگران مبتنی هستند. نظریه‌های شخصی در مورد انسان و شخصیت با توجه به آن که حاصل مشاهدات هستند همانند نظریه‌های رسمی (علمی) هستند ولی با وجود این با آن ها تفاوت های بارز دارند. نظریه‌های رسمی حاصل داده‌های مشاهدات روی تعداد زیادی از افراد با ویژگی‌های مختلف هستند و از پشتوانهﻱ اطلاعاتی وسیعتری برخوردار هستند. در کنار نظریات شخصی حاصل دید شخصی و ذهنی خودمان است، در صورتی که یک نظریهﻱ شخصیت رسمی حاصل مشاهدات عینی و بی‌طرفانه است و در واقع از عینیت بیشتری برخوردار است.

از طرف دیگر نظریه‌های رسمی از سوی کسانی که وضع کنندهﻱ آن نظریه نیستند، پیوسته مورد آزمون قرار می‌گیرند، حمایت می‌شوند، اصلاح می‌شوند. و یا کنار گذاشته می‌شوند. اما در نظریه‌های شخصی چنین موضوعی صادق نیست. تفاوت بین نظریه‌های شخصی و رسمی همیشه آن گونه که مطرح شد، روشن و بارز نیست. چنین مطرح شده است که نظریه پردازان شخصیت، رویدادهای زندگی خودشان را به عنوان منبع اصلی داده‌های تجربی در نظر گرفته‌اند. علاوه بر آن برداشت‌های زیربنایی دربارهﻱ ماهیت انسان نیز هم به وسیلهﻱ واقعیت‌های تجربی و هم توسط طیف کاملی از عوامل فردی و انگیزشی هر نظریه پرداز هدایت شده است. اما سؤال مهم در بارهﻱ این نظریه‌های رسمی این است که تجربه‌های شخصی بر نظریه اثر گذاشته است یا نظریه بر تفسیر خاطرات گذشته تأثیر گذاشته است.

رویکردها در نظریه‌های رسمی

روانکاوی

نخستین رویکرد دربارهﻱ شخصیت در واپسین سال های قرن نوزده توسط فروید مطرح شد. نظریه پردازی های فروید چنان با اهمیت و گسترده بود که نه تنها در روانشناسی بلکه در فرهنگ و جامعه نیز نفوذ پیدا کرد، به گونه‌ای که آن را یک انقلاب شبیه آنچه داروین با نظریهﻱ تکامل ارائه کرد دانسته‌اند. تقریباً تمام نظریه‌های شخصیت که در سال های پس از فروید روی کار آمدند مدیون دیدگاه او هستند. در واقع نظریه‌های بعدی شخصیت یا در مقام گسترش و پالایش نظریهﻱ او به وجود آمدند (نظیر نظریه‌های روان کاوان جدید همچون یونگ ، آدلر ، هورنای و دیگران) و یا در مقام مخالفت به وجود آمدند.

رویکرد تیپ شناسی

صاحب نظران قدیمی‌ترین طبقه بندی تیپ شناختی را به بقراط و جالینوس از حکمای یونان باستان نسبت داده‌اند. بقراط جسم را دارای چهار نوع خلط خون ، بلغم ، صفرا و سودا تصور می‌کرد و برای هر یک از آن ها ویژگی‌هایی را تصور می‌کرد. در قرن بیستم و با گرایش روان شناسی به سوی علمی شدن کوشش‌هایی در کارهای کرچمر و شلدون به عمل آمد تا این طبقه بندی جنبهﻱ علمی به خود بگیرد. ولی با وجود تمام تلاش‌ها به سبب انتقادات صحیحی که به آن ها وارد شد، اعتبار علمی آن ها کاهش یافت.

رویکرد رفتاری

رویکرد رفتاری که در کارهای بی.اف.اسکینر و به تبعیت از بنیان گذار آن جان.بی.واتسون منعکس شده است بازتابی است از شکل و صورت اصلی رفتارگرایی افراطی که هر نوع نیرو یا فرآیند منتسب به درون و ناهوشیار را نامربوط دانسته و به شدت رد می‌کند و در عوض توجه خود را با رفتار عینی قابل مشاهده و محرک بیرونی معطوف می‌دارد. اسکینر می‌کوشد تا شخصیت انسان را از طریق پژوهش در آزمایشگاه به جای درمانگاه مطالعه کند. او مخالف روانکاوی است.

رویکرد یادگیری اجتماعی

رویکرد یادگیری اجتماعی که بیشتر در کارهای آلبرت بندورا و جولیان راتر مشاهده می‌شود بسط رویکرد رفتارگرایی اسکینر است. آن ها نیز روانکاوی را رد و بر رفتار عینی تأکید می‌ورزند. ولی نکتهﻱ اختلاف آن ها این است که به متغیرهای شناختی درونی نیز اعتقاد دارند، چیزی که در نظام اسکینر مطلقاً جایی ندارد.

رویکرد تحلیل عاملی

رویکرد تحلیل عاملی که بیشتر در کارهای آلپورت، کتل و آیزنک تجلی یافته است بر این عقیده است که شخصیت شامل مجموعه‌ای از صفت‌ها یا کیفیات متمایز کنندهﻱ یک شخص است که می‌توان آن ها را از طریق تحلیل عاملی (نوعی روش آماری پیشرفته) مشخص نمود. با توجه به این که این نظریه‌ها بر نقش صفت‌های بنیادی در ساختار شخصیت تأکید دارند، به آن ها نظریه‌های صفات نیز می‌گویند.

رویکرد شناختی

رویکرد شناختی در شخصیت بر شیوه‌هایی که مردم توسط آن ها به شناخت محیط و خودشان می‌پردازند، تأکید می‌ورزد. این که آن ها چگونه ادراک می‌کنند، ارزیابی می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و مسائل را حل می‌کنند. این رویکرد در کارهای بسیاری از روان شناسان شناخت گرا بخصوص در کارهای جورج کلی منعکس شده است.

رویکرد انسان گرایی

رویکرد انسان گرایی که بیشتر در کارهای آبراهام مزلو و کارل راجرز منعکس شده است بخشی از جنس انسان گرایی دههﻱ 1960 آمریکا است که با رویکردهای روان کاوی و رفتارگرایی مخالف بودند. این رویکرد و نظریه پردازان آن بر فضایل و آرزوهای انسان ، ارادهﻱ آزاد آگاهانه و خود شکوفایی تأکید دارند. آن ها تصویری زیبا و خوش بنیانه از انسان معرفی می‌کنند، برعکس روانکاوی.

رویکرد حیطهﻱ محدود

نظریه پردازان شخصیت عموماً دستیابی به جامعیت یا کامل بودن را به عنوان یکی از هدف های اصلی نظریه پردازی در نظر می‌گیرند. اما هیچ کدام از نظریه‌های موجود را نمی‌توان به درستی جامع دانست و به علاوه داشتن چنین هدفی می‌تواند غیر واقع بینانه باشد. برخی روان شناسان پیشنهاد می‌کنند که برای رسیدن به درک کاملتری از شخصیت نیاز داریم که تعدادی نظریهﻱ جداگانه وضع کنیم که هر کدام گسترهﻱ محدودی داشته باشد و بر یک وجه محدود و باریک شخصیت تأکید ورزد. در حال حاضر این نوع گرایش بیشتر شده و در کارهای کسانی نظیر دیوید مک کللند ، ماروین زاکرمن و آرنولد باس و رابرت پلامین و دیگران منعکس و قابل مشاهده است.

گوناگونی در رویکردها به شخصیت

رویکردهای مختلف به شخصیت غالباً با یکدیگر همسو نیستند و در جهت مخالف یا اصلاح نظریهﻱ قبلی به وجود آمده‌اند، اما این ساده انگاری خواهد بود که تصور کنیم تنها یکی از نظریه‌ها درست و بقیه غلط است. در واقع این اختلاف به معنی بی‌اعتباری آن ها نیست بلکه هر دیدگاهی تنها بخشی از حقایق مربوط به انسان را بازگو می‌کند و این نقطه را یادآور می‌شود که شخصیت موضوع پیچیده ای است، در شکل گیری آن ها شرایطی تاریخی و زندگی شخصی نظریه پرداز تأثیر داشته است و علم روانشناسی علم جوانی است و روان شناسی شخصیت از آن هم جوان‌تر است.

فواید نظریه‌های شخصیت

فایده نظریه‌های مربوط به شخصیت بخصوص در این است که در برابر تحقیقات تجربی و آزمایشگاهی که فقط گوشه‌ها یا جنبه‌های محدودی از شخصیت را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند، این نظریات دربارهﻱ ارتباط این گوشه‌ها و یا جنبه‌ها و در نتیجه دربارهﻱ چگونگی تشکیل و تحول شخصیت به بحث و تحقیق می‌پردازند.

فایدهﻱ دیگر نظریه‌ها این است که نشان می‌دهند، مطالعه و تحقیق در چه زمینه‌ای بهتر است صورت گیرد و این زمینه‌ها و فرض هایی را که در تحقیق شخصیت مهم هستند، معلوم می‌دارند.

فایدهﻱ دیگر نظریه‌های شخصیت این است که افکار تازه‌ای به میان می‌آورند و حس کنجکاوی را بر می‌انگیزند و برای تحقیقات دیگر مقدمه می‌شوند و بدین ترتیب به پیش بردن علم کمک می‌کنند.

به سوی یک دیدگاه یکپارچه از شخصیت

هر یک از رویکردهای بالا چگونگی رشد خصوصیات افراد و تعامل آن ها با شرایط محیطی را به طریقی توضیح داده‌اند. اما بهترین دیدگاه برای نگریستن به شخصیت یعنی به دست آوردن تصویر یکپارچه از شخص کدام است؟ رشتهﻱ روانشناسی شخصیت دورهﻱ انتقالی پرتحولی را پشت سر می‌گذراند. آشکار است که هیچ نظریه ای به تنهایی برای تبیین شخصیت کفایت نمی‌کند و روند جاری در جهت در جهت تلفیق رویکردهای مختلف سیر می‌کند.

 

منابع جهت مطالعهﻱ بیشتر :

-  نظریه های شخصیت. دوآن شولتز، سیدنی آلن شولتس. یحیی سیدمحمدی(مترجم). نشر ویرایش، 1388   

- نظریه های شخصیت. جس فیست، گرگوری فیست. یحیی سیدمحمدی (مترجم). نشر روان، 1388

- روان شناسی شخصیت. دکتر یوسف کریمی. نشر ویرایش، 1388





دوستِ تو، خدا سه شنبه 23 مهر 1392
مرکز مشاوره افق سه شنبه 23 مهر 1392
حفظ فضای عاشقانه در ازدواج جمعه 12 آبان 1391
چگونه همسری ایده آل باشیم؟ پنجشنبه 12 مرداد 1391
7 نوع متفاوت از عشق! دوشنبه 2 مرداد 1391
توصیه هایی برای روز و شب قبل از کنکور و روز کنکور 3 چهارشنبه 7 تیر 1391
توصیه هایی برای روز و شب قبل از کنکور و روز کنکور 2 چهارشنبه 7 تیر 1391
توصیه هایی برای روز و شب قبل از کنکور و روز کنکور 1 چهارشنبه 7 تیر 1391
کنکوری ها- آیا تو یک ماه آخر میشه معجزه کرد؟ یکشنبه 7 خرداد 1391
کناب درمانی- تربیت فرزند- پدر و پسر شنبه 9 اردیبهشت 1391
کتاب درمانی- تربیت فرزند- 5 زبان عشق کودکان شنبه 9 اردیبهشت 1391
سال نو مبارک یکشنبه 28 اسفند 1390
نظریاتی در باب عشق جمعه 12 اسفند 1390
افزایش اعتماد به نفس چهارشنبه 12 بهمن 1390
علل و عوامل اضطراب امتحان دوشنبه 5 دی 1390
اضطراب امتحان دوشنبه 5 دی 1390
راز تداوم یک زندگی! سه شنبه 24 آبان 1390
چگونه آهسته آهسته عاشق شویم؟ سه شنبه 12 مهر 1390
20 راه برای مدیریت استرس شنبه 26 شهریور 1390
١٠ واقعیت درباره خواب دیدن جمعه 18 شهریور 1390
لیست آخرین پستها
وبلاگنویسان
آگهی ساز - آگهی و تبلیغات رایگان