نوع مطلب :مختصر و مفید(داستانهای کوتاه) ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو

امروز صبح وقتی از خواب برخاستی، تو را تماشا کردم و امید داشتم که با
من حرف بزنی. فقط چند کلمه و یا از من به خاطر اتفاق خوبی که دیروز در زندگی تو
افتاد، تشکر کنی. اما تو سرگرم پوشیدن لباس بودی.
هنگامی که می خواستی از خانه بیرون بروی، می دانستم که می توانی چند
دقیقه ای توقف کنی و به من سلام کنی، اما تو خیلی سرگرم بودی. زمانی که پانزده
دقیقه بیهوده بر روی صندلی نشسته بودی و پاهایت را تکان می دادی، فکر می کردم که
می خواهی با من سخن بگویی، اما تو به سوی تلفن دویدی و با یکی از دوستانت تماس
گرفتی تا از چیزهای بی اهمیت بگویی. من با صبر و شکیبایی در تمام مدت روز تو را
نگاه می کردم ولی تو آنقدر مشغول بودی که هیچ چیز به من نگفتی.
موقع خوردن نهار متوجه شدی که چند نفر از دوستانت قبل از غذا کمی با
من حرف می زنند، اما تو چنین کاری نکردی. باز هم زمان باقی است و امیدوارم که تو
سرانجام با من حرف بزنی. به خانه رفتی و به نظر می رسید که کارهای زیادی برا ی
انجام دادن داری، بعد از انجام چند کار، تلویزیون را روشن کردی و وقت زیادی را در
برابر آن سپری کردی.
من باز هم با شکیبایی منتظر ماندم تا بعد از تماشای تلویزیون و خوردن
غذا با من حرف بزنی. هنگام خوابیدن گمان کردم که خیلی خسته ای. بعد از گفتن شب به
خیر به خانواده، سریعاً به سوی رختخواب رفتی و خوابیدی. مهم نیست. شاید نمی دانستی
که من همیشه با تو هستم.
من بیش از آنچه تو بدانی، صبر پیشه کردم، من حتی می خواستم به تو
بیاموزم که چگونه با دیگران صبور و شکیبا باشی.
من به تو عشق می ورزم و هر روز منتظرم تا با من حرف بزنی.
چقدر مکالمهﻱ یکطرفه و یکجانبه، سخت است!
بسیار خوب، تو یک بار دیگر از خواب برخاستی و من نیز یکبار دیگر فقط
به خاطر عشقی که به تو دارم، منتظر خواهم ماند. به این امید که امروز کمی از وقتت
را به من اختصاص دهی. روز خوبی داشته باشی.
»دوستِ تو، خدا«
نوع مطلب :رواﻥشناسی شخصیت ،تست های خود شناسی ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
« آلن هریس» محقق و استاد دانشگاه ، درباره ی اهمیت رایحه و حس بویایی
می گوید:« حس بویایی شما، در مغز و دقیقاً در منطقه ی احساسات اولیه واقع شده است.
به همین علت است که ارتباطات بویایی تشکیل شده در دوران کودکی ، می تواند شخصیت رفتاری
شما و سازه های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شکل دهد.»
بنابراین آن بوی خوشی را که حس می کنید لحظات بسیار شادی را
برای شما به وجود می آورد ، انتخاب کنید و ببینید که « رایحه » شخصیت شما چه رنگ و
بویی دارد !؟
تذکر : برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن، از گزینه های
زیر ، فقط یک گزینه را انتخاب نمایید.
گزینه ی یک - بوی کُلُر در استخرهای بزرگ
گزینه ی دو - بوی کباب ، همبرگر و ...
گزینه ی سه - بوی سبزه و گل
گزینه ی چهار - بوی کِرِم های ضد آفتاب
گزینه ی پنج - بوی بچه ی کوچک
ادامه مطلب
نوع مطلب :مشاوره ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
نظریه ی مشاوره ی عقلی- عاطفی را آلبرت الیس ( 1913 - ) پایه گذاری کرده است. وی نخست شیوه ی روان کاوی را برگزید اما در خلال سال های 1950- 1960 در جستجوی روشی برآمد که بتواند مشکلات روانی بیماران را سریع تر و مؤثرتر حل کند. به عقیده ی الیس، خود واقعه، اضطراب و نگرانی ایجاد نمی کند، بلکه ریشه ی اضطراب و نگرانی را باید در نظام باورهای نامعقول انسان که از برداشت غیر واقع بینانه و نادرست و تفکر نامعقول در باره ی آن ناشی می شود جستجو کرد. وقتی حادثه ای به وقوع می پیوندد، انسان بر اساس تمایلات ذاتی می تواند از آن دو برداشت کاملاً متضاد داشته باشد : یکی برداشت و تفکر معقول که با رفتار سالم و منطقی همراه است و مشکلی به وجود نمی آورد و دیگری برداشت و تفکر نامعقول که به اضطراب و نگرانی می انجامد. انسان با تلقین مکرر تفکر نامعقول، موجبات اضطراب و نگرانی خویش را فراهم می آورد. بنابراین اگر فرد به طور جدی با چنین شیوه ی تفکری، به طور منطقی و معقول مبارزه کند، از شدت اضطراب و نگرانی اش به تدریج کاسته و در نهایت به طور کامل متوقف می شود .
ادامه مطلب
نوع مطلب :رواﻥشناسی ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
روانشناسان میتوانند ذهن دیگران را بخوانند
این یک افسانه ی بسیار رایج است که از همان روزهای اولیه روانشناسی
به وجود آمده است. هیچ روانشناس صادقی چنین ادعایی ندارد. البته چون روانشناسان یاد
گرفتهاند که به مشاهده ی رفتار کلامی و غیر کلامی مردم بپردازند، ممکن است قادر باشند
که نیات درونی دیگران را، دقیقتر از مردم عادی، حدس بزنند.
روانشناسی جزو « علوم غیبی» است
این حرف کاملاً اشتباه است. روانشناسی، مطالعه ی علمی تجربیات
و رفتارهای موجودات زنده به منظور درک اصول حاکم بر این پدیدههاست. روانشناسی نیز
مثل سایر علوم، « پیشبینی» و « کنترل» رفتار را هدف قرار داده است.
برای تحصیل در رشته ی روانشناسی، فرد باید
توانائیهای فوقالعادهای داشته باشد
کاملاً اشتباه! هر کس که به این موضوع علاقهمند باشد میتواند
به تحصیل در این رشته و مطالعه ی روانشناسی بپردازد.
روانشناسان میتوانند هر کس را با نگاه نافذ
خود هیپنوتیزم کنند
نه، هرگز! روانشناسانی که آموزش هیپنوتیزم یا هیپنوتیزم درمانی
(هیپنوتراپی) را دیده باشند میتوانند دیگران را، به شرط تمایل و همکاری کامل خود آنها،
هیپنوتیزم کنند. تحصیل در رشته ی روانشناسی به تنهایی فرد را قادر به هیپنوتیزم کردن
دیگران نمیکند.
اگر بتوانید کسی را هیپنوتیزم کنید میتوانید
او را به انجام هر کاری وادار کنید
هرگز! حتی تحت هیپنوتیزم عمیق نیز فرد هیپنوتیزم شده از انجام
خواستههای غیراخلاقی سرباز میزند.
بیماری ذهنی درمانپذیر نیست
زمان عوض شده است. در حال حاضر بیماریهای ذهنی به نحو مؤثری
با داروها و روشهای رواندرمانی که از طریق روانپزشکان حاذق و روانشناسان بالینی
تجویز و اعمال میشود درمان میشوند.
کسانی که دچار بیماری ذهنی هستند خطرناک اند
با کمال تعجب معلوم شده است که بیماران ذهنی در مقایسه با
مردم عادی، نرخ پایینتری از رفتارهای خشونتآمیز مانند حمله، تجاوز و قتل را دارا
هستند. با وجود این، کسانی که دچار اختلال پارانوئید (شک به دیگران در مورد توطئه علیه
آنها) باشند ممکن است برای حفظ خود به دیگران حمله کنند.
نبوغ خویشاوند جنون است
نه، چنین ارتباطی در مطالعات تجربی یافته نشده است. از سوی
دیگر، مطالعات نشان دادهاند که کسانی که ضریب هوشی 140 یا بیش تر (مرز نبوغ) داشتهاند
هنگامی که در اواسط دهه ی چهل عمرشان دوباره مورد ارزیابی قرار گرفتهاند، نرخ مرگ
و میر، ضریب طلاق و نرخ بیماری ذهنی پایینتری نسبت به مردم عادی داشتهاند. بنابراین
اعتقاد به این که خلاقیت و نبوغ یک سرش به جنون میرسد، افسانهای بیش نیست.
منبع
: روانیار
نوع مطلب :مختصر و مفید(داستانهای کوتاه) ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
روزی
از روزها گروهی از قورباغه های کوچک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدهند . هدف
مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود . جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق
قورباغه ها جمع شده بودند . و مسابقه شروع شد ....
راستش،
کسی از آن جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچکی بتوانند به نوک برج برسند
. شما می توانستید جمله هایی مثل این جمله ها را بشنوید :
«
اوه، عجب کار مشکلی !! »
«
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند. » یا
:
«
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست. برج خیلی بلنده ! »
قورباغه
های کوچک یکی یکی شروع به افتادن کردند. به جز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا و
بالاتر می رفتند.
جمعیت
هنوز ادامه می داد ؛
«
خیلی مشکله!!! هیچ کس موفق نمی شه ! »
و
تعداد بیش تری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف !
ولی
فقط یکی به رفتن ادامه داد ؛ بالا، بالا و باز هم بالاتر ....
این
یکی نمی خواست منصرف بشود ! قورباغه کوچولو بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک
برج رسید !
بقیه
ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر را انجام داده است ؟ آن
ها از او پرسیدند که چه طور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن را پیدا کرده است ؟ اما
او هیچ پاسخی نمی داد ؛ و بالاخره مشخص شد که ...
برنده
ی مسابقه کر بوده است !!!
و
اما نتیجه ی اخلا قی این داستان :
هیچ
وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندهید. چون آن ها زیباترین رؤیا ها و
آرزوهای شما را از شما می گیرند، چیز هایی که از ته دلتان آرزویشان را دارید !
همیشه
به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خوانید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر
می گذارد.
پس
:
همیشه
....
مثبت
فکر کنید !
و
بالاتر از آن :
کر
بشوید هر وقت کسی خواست به شما بگوید که به آرزوهایتان نخواهید رسید !
و
هیشه باور داشته باشید :
من
با توکل به خدای خودم همه کار می توانم بکنم !
نوع مطلب :مشاوره ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
مشاوره به شیوه ی روان شناسی فردی آدلر
روان شناسی فردی آدلر ( 1870 – 1937 ) که یک نظام مشاوره و روان درمانی است بر مبنای اجتماعی بودن، وحدت جسم و ذهن، هدف داری، مسئول بودن، خلاقیت، انتخاب گری و یکتایی انسان استوار است. این شیوه ی درمانی در نظام های آموزشی به طور اعم و در مدارس به طور اخص، کاربردهای فراوان یافته است. زیرا اصولاً با بررسی شیوه ی زندگی و هدف های فرد و آموزش رفتارهای مناسب در موقعیت های گوناگون سروکار دارد و با تأکید بر جنبه های اصلاحی و آموزشی در « این جا و اکنون » نظر بسیاری از مشاوران و روان درمانگران را به خود جلب کرده است .
ادامه مطلب
نوع مطلب :مشاوره ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
نظریه هم چون نقشه ای است که مشاور را در چگونگی انجام دادن مشاوره و پیش بینی نتایج احتمالی یاری می دهد. نظریه، عملکرد مشاور را در تشخیص و درمان و پیش بینی نتایج مشاوره تسهیل می بخشد و چگونگی اداره ی جلسه ی مشاوره را مشخص می سازد و مانع اتلاف نیرو و توان مشاور و مُراجع در نیل به هدف های مشاوره می شود. مشاور با توجه به شناخت نظریه های مشاوره، اعتقادش درباره ی ماهیت انسانی، نگرش خود نسبت به زندگی و تجاربش، به انتخاب و اجرای نظریه ای می پردازد که با طرح شخصیتی او سازگارتر و برای حل مشکل مورد نظر مناسب تر باشد.
ادامه مطلب
نوع مطلب :زن و شوهرها بخوانند ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
میخواهم زندگی زناشوییام را حفظ کنم
آیا کنترل زندگی زناشویی خود را از دست دادهاید؟ آیا دربارهﻱ این مسئله با خود فکر کردهاید که برای حفظ زندگیام چه کاری میتوانم انجام دهم؟
به شما مژده میدهم که برای ممانعت از طلاق راهحلهایی وجود دارد که برای حفظ زندگیتان به شما کمک میکند.
اولین کاری که باید انجام دهید این است که خونسرد باشید و شرایط خود را ارزیابی کنید. دربارهﻱ راهحلهایی فکر کنید که ممکن است در مشکلات رایج زندگی زناشویی شما تأثیر داشته باشند. این مثل معروف که میگوید «در و تخته با هم جورند» مثلی درست و بجاست. زمانی که همسرتان اشتباهی مرتکب میشود، شما هم به همان اندازه مقصر هستید. با اینکه عقیده دارید همسرتان مسبب ایجاد مشکلات است، عکسالعمل شما نیز عامل دیگری برای بهوجود آمدن آن مسئله است.
رفتارها و گفتارهای منفی تنها به ضرر شما خواهد بود. بهمنظور جلوگیری از طلاق و حفظ زندگیتان، باید از واکنش نشان دادن به رفتارهای همسرتان بپرهیزید و دست به انجام اقدامات ضروری که زندگی شما را به حالت اول بازمیگرداند، بزنید. با وجود این دلایل، انتقاد از روی عصبانیت هم فقط اوضاع را بدتر میکند.
تغییر برخورد و رفتار کمک زیادی در مانع شدن از پایان یافتن زندگی زناشویی به شما میکند. عواطف و احساسات شما در برابر همسرتان مطابق با رفتار شما با اوست و احساسات همسرتان در برابر شما براساس رفتاری است که او با شما دارد. آیا تا به حال با دیگران با عشق، مهربانی و روشهای متعهدانه برخورد کردهاید؟ شما نمیتوانید چگونگی تفکرات و احساسات همسرتان را کنترل کنید، اما میتوانید واکنشهای خود را نسبت به همسرتان تغییر دهید. یادتان باشد تنها کسی که میتوانید بر او کنترل داشته باشید، فقط خودتان هستید.
اغلب، زندگی زناشویی بهدلیل گرفتاریهای زن، نظیر کار، فرزندان و مسئولیتهای روزانه در نگهداری خانواده، تازگی خود را از دست میدهد و باعث بیتوجهی به روابط زناشویی میشود. وقتی رابطهای به این نقطه میرسد، به راحتی از همسر خود دلسرد میشوید و اجازه میدهید تا هر چیز پراهمیت دیگری در زندگی جای همسر و زندگی زناشوییتان را بگیرد. همچنین، در زندگیهایی که به این مرحله رسیده باشند، احتمال جدایی زوجها بیشتر است.
ادامه مطلب
نوع مطلب :از صدای سخن عشق... ،مختصر و مفید(داستانهای کوتاه) ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
عشق و دیوانگی
در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلتها و تباهیها در همهجا شناور بودند. آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند. روزی همهﻱ فضایل و تباهیها دور هم جمع شدند، خستهتر و کسلتر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی کنیم مثلاً قایمباشک. همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فوراً فریاد زد من چشم میگذارم، من چشم میگذارم. و از آنجایی که هیچکس نمیخواست دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن ... یک... دو... سه... همه رفتند تا جایی پنهان شوند!
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد. خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد. اصالت در میان ابرها مخفی گشت. هوس به مرکز زمین رفت. دروغ گفت زیر سنگی پنهان میشوم، اما به ته دریا رفت. طمع داخل کیسهای که خودش دوخته بود مخفی شد. و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتادونه... هشتاد... هشتادویک... همه پنهان شده بودند، جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد و جای تعجب هم نیست چون همه میدانیم پنهان کردن عشق مشکل است!
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش میرسید. نودوپنج... نودوشش... نودوهفت.
هنگامی که دیوانگی به صد رسید، عشق پرید و در بین یک بوتهﻱ گل رُز پنهان شد.
دیوانگی فریاد زد دارم میآیم، دارم میآیم.
ادامه مطلب
نوع مطلب :مختصر و مفید(داستانهای کوتاه) ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
داستان
دربارهﯼ كوهنوردی است كه می خواست بلندترین قله را فتح كند. بالاخره بعد از سالﻫا آماده
سازی خود، ماجراجو ییﺍش را آغاز كرد. اما از آنﺟایی كه آوازهﯼ فتح قله را فقط برای
خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از قله بالا برود.
او
شروع به بالا رفتن از قله كرد، اما دیر وقت بود و به جای چادر زدن هم چنان به بالا
رفتن ادامه داد، تا اینﻛه هوا تاریك تاریك شد.
سیاهی
شب بر كوهﻫا سایه افكنده بود وكوهنورد قادر به دیدن چیزی نبود. همه جا تاریك بود. ماه
و ستارهﻫا پشت ابر گم شده بودند و او هیچ چیز نمی دید.
در
حال بالا رفتن بود، فقط چند قدمی با قله فاصله داشت كه پایش لغزید و با شتاب تندی به
پایین پرتاب شد. در حال سقوط فقط نقطهﻫای سیاهی می دید و به طرز وحشتناكی حس می كرد
جاذبهﯼ زمین او را در خود فرو می برد. هم چنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر
از وحشت تمامی وقایع خوب و بد زندگی به ذهن او هجوم می آورند.
ناگهان
درست در لحظه ای كه مرگ خود را نزدیك می دید حس كرد طنابی كه به دور كمرش بسته شده
، او را به شدت می كشد.
میان
آسمان و زمین معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هیچ راه
دیگری نداشت جز اینﻛه فریاد بزند : خدایا كمكم كن ...
ناگهان
صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه می خواهی؟
-
خدایا نجاتم بده.
-
آیا یقین داری كه می توانم تو را نجات دهم؟
-
بله باور دارم كه می توانی.
-
پس طنابی را به كمرت بسته شده قطع كن ...
لحظه
ای در سكوت سپری شد و كوهنورد تصمیم گرفت با تمام توانﺍش طناب را بچسبد.
فردای
آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد یخ زدهﯼ كوهنوردی پیدا شده است ... در حالی كه
از طنابی آویزان بوده و دستﻫایش طناب را محكم چسبیده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از
سطح زمین ...
شما
چه قدر طنابﺗان را محكم چسبیده اید؟ آیا میﺗوانید رهایش كنید؟
دربارهﯼ
تدبیر خدا شك نكنید. هیچ گاه نگویید او مرا فراموش یا رها كرده است.
نوع مطلب :مختصر و مفید(داستانهای کوتاه) ،
نوشته شده توسط:مدیر - اکبر مهدیلو
حکایت پائولو کوئیلو از تناقض باورها در مسجد و میخانه و محکمه جالب است او حکایت غریبی از ایمان مرد شرابفروش به تأثیر دعا و انکار ملای مسجد بر تأثیر دعا دارد!
می گوید :
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.
مُلای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و طوفان شدید شد و صاعقه ای رستوران را به خاکستر تبدیل کرد. مُلا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدای را به جا آورد و بعد خراب شدن آن خانهﻱ فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد : اگر مؤمن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مؤمنان و مُلای مسجد دیری نپایید. صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از مُلای مسجد غرامت خواست. مُلا و مؤمنان چنین ادعایی را نپذیرفتند.
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو طرف دعوا را شنید گلویی صاف کرد و گفت: نمی دانم چه بگویم؟! سخن هر دو را شنیدم. یک سو مُلا و مؤمنانی هستند که به تأثیر دعا و ثنا ایمان ندارند! و سوی دیگر مرد شرابفروشی که به تأثیر دعا ایمان دارد!!!
علل و عوامل اضطراب امتحان دوشنبه 5 دی 1390
اضطراب امتحان دوشنبه 5 دی 1390
راز تداوم یک زندگی! سه شنبه 24 آبان 1390
چگونه آهسته آهسته عاشق شویم؟ سه شنبه 12 مهر 1390
20 راه برای مدیریت استرس شنبه 26 شهریور 1390
١٠ واقعیت درباره خواب دیدن جمعه 18 شهریور 1390
دوستِ تو، خدا چهارشنبه 16 شهریور 1390
کنکوری های 91 دوشنبه 14 شهریور 1390
از همه چیز به اندازهﻱ کافی آرزو کنیم! دوشنبه 14 شهریور 1390
چگونه خوشبینی خود را افزایش دهیم؟ جمعه 11 شهریور 1390
سی راز دوستی جمعه 4 شهریور 1390
تست - صداقت چهارشنبه 2 شهریور 1390
معجزه کار تیمی! جمعه 28 مرداد 1390
تكنیكﻫای تمدد اعصاب دوشنبه 24 مرداد 1390
راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن-بخش چهارم چهارشنبه 19 مرداد 1390
راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن-بخش سوم جمعه 14 مرداد 1390
راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن-بخش دوم پنجشنبه 13 مرداد 1390
راههای رسیدن به آرامش روانی از نگاه قرآن-بخش اول پنجشنبه 13 مرداد 1390
اسرار وضو چهارشنبه 12 مرداد 1390
لیست آخرین پستها
تبلیغات
